1
چو شد باغ روحانيان مسكنم / در اين جا چرا تختهبند تنم
✓
✗
2
اگر ژاله هر قطرهای در شدی / چو خرمهره بازار از او پر شدی
✓
✗
3
به می سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد/ كه سالک بیخبر نبوَد ز راه و رسم منزلها
✓
✗
4
رفيقان چنان عهد صحبت شكستند / كه گویی نبودست خود آشنایی
✓
✗