1
چو در جناب تو آمد شدم دراز کشید / برفت آب و هوس کم شد و ندامت پیش
✓
✗
2
و آنچه فرهاد از فراق طلعت شیرین کشید / تا به روز حشر بر کوه و کمر باید نوشت
✓
✗
3
در آن مصاف که چشم تو تیغ کینه کشید / بسا که زلف تو چشم دلاوران بشکست
✓
✗
4
زخم تیغ و تیر چون خواهی کشید / چون تو از زخم زبان بگریختی
✓
✗