1
چو شیر خدا راند بر خصم، تیغ / به سر کوفت شیطان دو دست دریغ (نهاد)
✓
✗
2
برافراخت پس دست خیبر گشا / پی سربریدن بیفشرد پا (مفعول)
✓
✗
3
مرا اوج عزّت در افلاک توست / به چشمان من کیمیا خاک توست (مضافالیه)
✓
✗
4
خروشید و برجست لرزان ز جای / بدرّید و بسپرد محضر به پای (قید)
✓
✗
تیغ در این بیت مفعول است.