1
از آنها که خونین سفر کردهاند / سفر بر مدار خطر کردهاند
✓
✗
2
هلا منکر جان و جانان ما / بزن زخم انکار بر جان ما
✓
✗
3
بزن زخم، این مرحم عاشق است / که بیزخم مردن، غم عاشق است
✓
✗
4
مگو سوخت جان من از فرط عشق / خموشی است هان، اولین شرط عشق
✓
✗
«مرهم» صحیح است به معنی دارویی که بر زخم گذارند، التیامبخش.