افلاطون معتقد است: «شناخت حقیقی عبارت است از شناخت عالم مثل که تمام عالم فیزیکی، سایه و روگرفت آن عالم محسوب میشود». این عبارت نشان دهندۀ آن است که افلاطون .................
طبق این عبارت، افلاطون عالم را به عالم فیزیکی و عالم مثل تقسیم کرده است و میگوید که عالم مُثُل، عالم اصلی است و عالم فیزیکی یک عالم بَدَلی و به منزله سایه و روگرفتی از عالم اصلی است. پس او در واقع یک دیدگاه مابعدالطبیعی ارائه و موجودات را به دو نوع اصیل و بدلی تقسیم کرده است. گزینه ۱: طبق این عبارت، خود «فرآیند شناختن»، کاوش در عالم مُثُل است؛ نه «فلسفه شناخت». فلسفه شناخت باید مسائل بنیادی کاوش در عالم مُثُل، مانند کیفیت این کاوش و لوازم آن (مثل تجرد نفس) و اعتبار آن و... را بررسی کند. گزینه ۲: فلسفه اولی دانشی است که در پی شناخت هستی و قواعد آن است. میتوان گفت از نظر افلاطون اصلیترین مرتبه هستی، عالم مثل یا ماوراء الطبیعه است ولی نمیتوان شناخت مطلق هستی را در شناخت مثل منحصر کرد. گزینه ۳: خود «عالم مُثُل» مصداق ماوراء الطبيعه است.