1
مخلصان را امشب بزمی نهاده و اسباب عیشی ترتب داده. دلم پیاله، مطبم ناله، اشکم شراب، جگرم کباب.
✓
✗
2
در نعت وجود و شرح شهودش از قصور گریزی نیست و در قدس جمال عزّ جلال شبیه و نظری نه.
✓
✗
3
هیچ دیوار و هیچ مانعی، حتی دیوار و پردهٔ حقایق و طبیعات و حتی اوهام و نیستیها، مانع و رهبند خیال و فکر نتوانند شد.
✓
✗
4
چون ارادهٔ ازلی بر این بود که نخل امکان به بار آید و باغ کیهان بیاراید، حقیقت انسانی موجود شد.
✓
✗