Father got ................... angry with Alex when he knew his only son had done cheating on the exam.
ترجمه جمله: « پدر کاملاً از دست آلکس عصبانی شد وقتی فهمید که تنها پسرش در امتحان تقلب کرده بود.» 1) اخیراً 2) کاملاً، قطعاً 3) باموفقیت 4) به طور غیر ممکن