1
خمار میکندم بیلب تو میخوردن / اگرچه مست کی اندیشه از خمار کند
✓
✗
2
عندلیبان گلستان ضمیرت خواجو / گاه شکر شکنی، طوطی خوش الحانند
✓
✗
3
صوفی صافی گر از لعل تو جامی درکشد / خویشتن را در میان می پرستان افکند
✓
✗
4
مطربان گر جگر چنگ چنان نخراشند / می پرستان جگر خسته چنین نخروشند
✓
✗
ای خواجو عندلیبان گلستان ضمیر تو در زمان شکرشکنی، طوطی خوش الحان هستند. بیت جناس ندارد.