در همۀ گزینه‌ها معنای «گرفتم» همانند معنای آن در بیت زیر است، به‌استثنای: «گرفتم راز دل بتوان نهفتن / دوای چشم گریان چون توان کرد؟»
1 من گرفتم که ز عشق تو حکایت نکنم / چه کنم کز در و دیوار فغان می‌آید؟
2 چو مرا نماند رنگی، همه رنگ او گرفتم / که جهان مسخّرم شد چو برآمدم به رنگش
3 گرفتم ره نیابی در سرایش / توان بوسیدن آخر خاک پایش
4 در جاه گرفتم که شدی طغرل و سنجر / بنگر که کجایند کنون سنجر و طغرل؟