1
جوانی شمع ره کردم کـه جـویم زنـدگانی را نجسـتم زنـدگانی را و گـم کـردم جـوانی را
✓
✗
2
من یاد تو را سجده میکنم، ای صنم اکنون برخیز و بیا خودت بت بتخانهی من بـاش
✓
✗
3
چــو بفروختــی، از کــه خــواهی خریــد متـــاع جـــوانی بـــه بــــازار نیســـت
✓
✗
4
ملکا ذکر تـو گـویم که تـو پـاکی و خـدایی نـروم جـز بـه همـان ره کـه تـوام راهنمایی
✓
✗