1
چو زهره دید رخ زرد و اشک خواجو گفت / که مهر در قدح زر شراب ناب انداخت
✓
✗
2
چون تو در بستان برافکندی نقاب / لاله را دل بر گل و نسرین بسوخت
✓
✗
3
گذشت نغمهی مطرب ز ابر و غلغل ما / خروش در دل نالندهی رباب انداخت
✓
✗
4
آه کز آهم مه و پروین بسوخت / اختر بخت من مسکین بسوخت
✓
✗
«و» در بیت این گزینه حرف ربط است؛ در حالی که در سایر ابیات «و» عطف به کار رفته است.