مفهوم «آزادی» در بيت زير، با كدام گزينه مشترک است؟ آن زمان كه بنهادم سر به پای آزادی  /  دست خود ز جان شستم از برای آزادی
1 خود تو می‌دانی نخستین کس منم کاین خلق را  /  سوی آزادی شد ستم رهنما و راهبر
2 آزادی و عشق چون همی نامد راست  /  بنده شدم و نهادم از یک سو خواست
3 اسیری هیچ آزادی نجوید  /  چو دل در بند گیسوی تو دارد
4 نصیب سرو از استادگی شد خط آزادی  /  به آزادی رسد چون بنده کم خدمت نمی‌باشد