1
شیخ خندید و بگفتش ای سلیم *** این درخت علم باشد ای علیم (کنایه – ضمیر – تشبیه)
✓
✗
2
ای نام تو روییده به گلدان لبم *** در رحمت تو غوطهور روز و شبم (تشبیه – مناظره – منادا)
✓
✗
3
تنم را فرش کردم تا بتازد *** دلم را نذر کردم تا بیاید (کنایه – دو حرف ربط – مفعول)
✓
✗
4
بی تو در کلبهی گدایی خویش *** رنجهایی کشیدهام که مپرس (دو جمله – فعل اول شخص مفرد – فعل امر)
✓
✗
تن را فرش کردن و دل را نذر کردن کنایه از آماده و مهیا بودن است.