در کدام ابیات، فعل از مصدر «گرفتن» در معنای یکسان به کار رفته است؟ الف) حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او / ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیمب) شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان / تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادتج) گیرند مردم دوستان نامهربان و مهربان / هر روز خاطر با یکی ما خود یکی داریم و بسد) صوفی چو تو رسمِ رهروان میدانی / بر مَردمِ رند، نکته بسیار مگیر
الف) نگیریم: بازخواست نکنیم، مؤاخذه نکنیم. / ب) گرفت: فرا گرفت، حاصل شد / ج) گیرند: اخذ میکنند، بهدست میآورند. / د) مگیر: بازخواست مکن، مؤاخذه مکن. / پس فعل از مصدر گرفتن در ابیات (الف) و (د) هم معنی هستند.