معادل کنایی هر یک از مفاهیم «ناپایداری - مطیعِ محض بودن - توانایی داشتن - امید بستن» بهترتیب در کدام ابیات آمده است؟ الف) بر سر آنم که گر ز دست برآید / دست به کاری زنم که غصّه سرآیدب) به سرای سپنج (موقّت) مهمان را / دل نهادن همیشگی نه رواستج) کاخ امید بر سر آب است ای دریغ! / امّید تشنگان به سراب است ای دریغ!د) یک عمر دور و تنها، تنها به جرم اینکه / او سرسپرده میخواست، من دلسپرده بودم
- بنای زندگی بر آب میدید (ناپایداری).- با وجود پایداری و جانفشانی بسیاری از مردم، سرسپردگی و خودفروختگی چند تن از دشمنانِ خانگی ... (اطاعتِ محض)- گرت ز دست برآید، چو نخل باش کریم (اگر تواناییش را داری)- به آنچه میگذرد دل منه که دجله بسی ... (امید مبند)