1
وَجدتَ رائحة الودِّ إنْ شممتَ رُفاتي : وجودی دارم از مِهرت گدازان وجودت رفت و مِهرت همچنان هست
✓
✗
2
و إن هجرتَ سواءٌ عشيِّتي و غداتی : شبِ وصال بیاید شبم چو روز شود که روز و شب نشمارم چه خوش بود به خدا
✓
✗
3
الوحدةُ خيرٌ من جَليسِ السوء : پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد
✓
✗
4
کاتمُ العلمِ يَلعَنُه کلٌّ شيءٍ : علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی
✓
✗