1
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
✓
✗
2
روی تو چون نوبهار جلوهگری میکند / زلف تو چون روزگار پرده دری میکند.
✓
✗
3
مرده بدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم / دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم.
✓
✗
4
ای دفتر حسن ترا فهرست خط و خالها / تفصیلها پنهان شده در پرده اجمالها
✓
✗
جلوهگری میکند و پرده دری میکند وجه شبه است.