1
بحر نیرنگی که عالم شوخی امواج اوست / میدهد عشق از حباب من سراغ گوهرش
✓
✗
2
سرگشته در اقطار جهان طفره زنانم / جز کوی تو دل خوش نکند باغ ارم را
✓
✗
3
کاری است عشق مشکل و حالی است بس غريب / کس را به هیچ حال بران، اطلاع نیست
✓
✗
4
ز عشق کار جهان باز می شود صائب / خوشا کسی که توصل به آن جناب گرفت
✓
✗