1
ز آزادگان بردباری وسعی / بیاموز آموختن عار نیست (عار)
✓
✗
2
به چشم بصیرت به خود در نگر / تو را تا در آیینه زنگار نیست (بصیرت)
✓
✗
3
به بینندگان آفریننده را نبینی / مرنجان دو بیننده را (بیننده)
✓
✗
4
سعدیا راست و روان گوی سعادت بردند / راستی کن که به منزل نرسد کجرفتار (کج رفتار)
✓
✗
«بصیرت» نقش مضافالیه دارد و دیگر واژهها هستهٔ گروه اسمی خود هستند.