1
علاوهبر آن جوانکی بودم و توی جماعت بر خورده بودم. ✓✗
2
هرچه بر او تنگ گرفتند، کمربند خود را تنگتر بست. ✓✗
3
زنگ نقّاشی ما هیچگاه به جدّ گرفته نمیشد. ✓✗
4
کارش نگار نقشه قالی بود و در آن دست نازکی داشت. ✓✗
بُر خوردن توی جماعت کنایه از قرار گرفتن در جایی است. / کمربند را تنگتر بستن کنایه از بیشتر مقاومت کردن است. / دست نازکی داشتن کنایه از داشتن مهارت است.