1
من از درمان و درد وصل ھجران / پسندم آن چه را جانان پسندند
✓
✗
2
گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست / خبر از دوست ندارد که ز خود باخبر است
✓
✗
3
مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبول / قبول کرد به جان ھر سخن که جانان گفت
✓
✗
4
آتش به دو دست خویش در خرمن خویش / من خود زدهام ، چه نالم ازدشمن خویش
✓
✗