1
تا در این مرحلهٔ مشغله ناک / پاکخیزد گهرت از دل پاک
✓
✗
2
سخن بگوی که بیگانه پیش ما کس نیست / به غیر شمع و همین ساعتش زبان ببرم
✓
✗
3
خاک ره گل میشود از آب چشمم تا چرا / آتشاندر من زد و رفت از دل من بادوار
✓
✗
4
به کنج بیکسی و غربتم من آن مرغی / که سنگ تفرقه دورش ز آشیان دارد
✓
✗