1
کزین پس به کنجی نشینم چو مور: از این به بعد مانند مورچهای در گوشهای مینشینم.
✓
✗
2
زَنَخدان فروبرد چندی به جیب: مدتی بدون تلاش و کوشش در گوشهای نشست.
✓
✗
3
نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست: هیچکس چه غریب و چه آشنا، غمخوار او نبود.
✓
✗
4
که دون همّتانند بیمغز و پوست: چون انسانهای پست، بیمغز و پوست هستند.
✓
✗
معنی: چون انسانهای پست عقلی ندارند و فقط ظاهرند.