1
توحید گوی او، نه بنیآدماند و بس / هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد: نه تنها آدمیان، بلکه همهی موجودات عالم همواره در حال ستایش و پرستش خداوند هستند.
✓
✗
2
ابر، آب داد بیخ درختان مرده را / شاخه برهنه، پیرهن نوبهار کرد: خداوند به درختان خشکیده و ابرها آب بخشید و برگهای درختان ریخت.
✓
✗
3
مهر تو چون، شد پیشهام / دور از تو نیست، اندیشهام: ای وطن، وقتی که مهر و محبت تو شغل و پیشهی من شده است، در همه حال فکر و اندیشهی من دربارهی توست.
✓
✗
4
سنگ کوهت دُر و گوهر است / خاک دشتت بهتر از زر است: ای وطن، تو آنقدر ارزشمند هستی که سنگ و کوه تو مثل مروارید است و خاک دشتهایت از طلا گرانبهاتر است.
✓
✗
معنی صحیح بیت گزینهی «2»:«از ابر باران باراند تا درختان بیجان، دوباره جان بگیرند و شاخههای بدون برگ درختان در بهار پر از برگ شوند.