1
رهی گرفته به پیش اندرون دراز و (مهیب - محیب) / همه زمینش سنگ و همه نباتش (خار- خوار)
✓
✗
2
به اجابت دعا چو (مقرون - مغرون) گشت / هر چه زو (خواستند - خاستند) افزون گشت
✓
✗
3
او چه داند (روضه - روزه) و طاعات عید و حجّ و (غزو - قزو) / عید او هر روز باشد، روزه او را در چه کار؟
✓
✗
4
از بس که غرقهام چو مگس در (هلاوتت - حلاوتت) / پروا نباشدم به نظر در (خسال - خصال) تو
✓
✗
صورت درست املای واژگان: «1» مهیب، خار / «2» مقرون، خواستند / «3» روزه، غزو