1
مر تو را نیست به من میل و شکیبایی هست / بنده را هست به تو میل و شکیبایی نیست (جناس تام)
✓
✗
2
چون بگویی بیفشانی گهر از حقهٔ لعل / چون بخندی بنمایی ز شکر مروارید (استعاره)
✓
✗
3
بهدست من گهر وصل خویش اکنون ده / که هست در صدف قالب من از جان در (جناس تام)
✓
✗
4
به عهد حسن تو شد زنده سیف فرغانی / که مرده خفته نماند بهروز رستاخیز (استعاره)
✓
✗
«گهر» استعاره از «سخن» «حقهٔ لعل» استعاره از «لب» و «دهان» و «مروارید» استعاره از «دندان» است.