1
گر همی خواهی چو من دیدار یار و وصل دوست / جهد کن تا بر صراط عشق باشی مستقیم
✓
✗
2
عافیت را همچو من رنجور درد عشق کرد / دلبری کز چشم بیمارش شفا یابد سقیم
✓
✗
3
در خرابات جهان مستان خمر عشق را / آب حیوان بی وصال او شراب من حمیم
✓
✗
4
نسبت عاشق به معشوقتست اندر قرب و بعد / گرچه اندر کعبه نبود هم ازو باشد حطیم
✓
✗