همهٔ ابیات با عبارت زیر تناسب دارند، بهجز: «گفت: ای دوست عزیز و رفیق موافق، تو را در این رنج که افگند؟ جواب داد که: مرا قضای آسمانی در این ورطه کشید.» الف) چند گویی که بد و نیک به تقدیر و قضاست؟ / گنه و کاهلی خود به قضا بر چه نهی؟ ب) چون گریزم ز قضا یا ز قَدَر من چو همی / به هزاران بصر ایشان به سوی من نگرند؟ ج) به طاعت همیکوش و منشین بر آن / که گویی: از ایزد مرا این قضاست د) «نزاریا» به قضا دِه رضا، چو ممکن نیست / که از کمند بلا مخلصی بوَد ما را
مفهوم مشترک عبارت صورت سؤال و ابیات «ب» «د» تقدیر گرایی و ناگریزی در برابر قضای الهی است. مفهوم بیت «الف» تا حدودی مقابل و متضاد با صورت سؤال است و شاعر معتقد است که انسان نباید کاهلی و سستی خود را به گردن قضا و قدر بیندازد. در بیت «ج» نیز شاعر توصیه میکند تلاش کنید و بهانهجویی و تقدیر گرایی را کنار بگذارید.