1
قاصد ز برم رفت که آرد خبر از یار باز آمد و اکنون خبر از خویش ندارد
✓
✗
2
آن که شد هم بی خبر هم بی اثر از میان جمله او دارد خبر
✓
✗
3
خبر از درد ندارند که طبیبان زنهار چاره زان جوی که کرده است چنین بیمارت
✓
✗
4
قاصد که ترا دید ندارد خبر از خود دیگر به من زار که آرد خبر تو؟
✓
✗