1
نسیم نا امیدی بد ورق گرداندی دارد / در ایام برومندی درِ بستان سرا بگشا
✓
✗
2
ندارد بیقراری حاصلی غیر از پریشانی / میان خویش را چون موج در بحر بلا بگشا
✓
✗
3
ز رقص مرغ بسمبل این نوا در گوش میآید / که ساحل چون شود نزدیک بازو شنا بگشای
✓
✗
4
سزای توست چون گریه گل گریه تلخ پشیمانی / که گفتا ای غنچه غافل دهن پیش صبا بگشا
✓
✗