1
همنشین تو از تو به باید / تا تو را عقل و دین بیفزاید
✓
✗
2
تو اول بگو با کیان زیستی / من آن گه بگویم که تو کیستی
✓
✗
3
دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و درماندگی
✓
✗
4
از بس که مهر دوست به دل جا گرفته است / جایی برای کینهٔ دشمن نمانده است
✓
✗