1
و من به آغاجی خادم میدادم و خیرخیر جواب میآوردم. (سریع)
✓
✗
2
بانگ و هزاهز و غریو خاست. امیر برخاست. (غوغا)
✓
✗
3
تا نزدیک نماز پیشین، از این مهمّات فارغ شده بود. (نماز ظهر)
✓
✗
4
و جامهها افگندند و شراعی بر وی کشیدند. (لباسها)
✓
✗
«جامه» در این گزینه به معنای «فرش، بساط و بستر» است.