1
من اینجا چون نگهبانم تو چون گنج / تو را آسودگی باید مرا رنج
✓
✗
2
نمودش بس که دور، آن راه نزدیک / شدش گیتی به پیش چشم تاریک
✓
✗
3
نگردد شاخک بیبن برومند / زِ تو سعی و عمل باید زِ من پند
✓
✗
4
هنوزت نیست پای برزن و بام / هنوزت نوبت خواب است و آرام
✓
✗