بیت «هرکه جز ماهی، ز ابش سیر شد/ هر که بی‌روزی است، روزش دیر شد»، با کدام بیت تناسب مفهومی ندارد؟
1 جوی شهد است لعل سیرابش/ تشنگی می‌فزاید از آبش
2 من از تو سیر نگردم که صاحب استسقا/ نه ممکن است که هرگز رسد به سیرابی
3 نی جان جهان ز عاشقان تنگ آید/ نی عاشق از آن جهان سیر شود
4 خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است/ اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی