1
ضروریات هرکس از کم و بیش / مهیّا کرده و بنهادهاش پیشبه ترنیبی نهاده وضع عالم / که نییک موی باشد بیش و نیکم
✓
✗
2
مبادا آنکه او کس را کند خوار / که خوار او شدن کاری است دشوارکمال عقل آن باشد در این راه / که گوید نیستم از هیچآگاه
✓
✗
3
در آن موقف که لطفش روی پیچ است / همه تدبیرها هیچ است، هیج استوکر توفیق او یک سو نهد پای / نه از تدبیر کار آید نه از رای
✓
✗
4
به سنگی بخشد آنسان اعتباری / که بر تاجش نشاند تاجداریبلند آن سر که او خواهد بلندش / نژند آن دل که او خواهد نژندش
✓
✗
در بیت نخست گزینهٔ «2» شاعر آرزو میکند کسی در درگاهِ خداوندی خوار نشود چرا که این کاری دشوار باشد. ولی در بیت دوم، شاعر از این صحبت میکند که عقل صرفاً در جایی بهکمال میرسد که بفهمد چیزی نمیفهمد.