در چند مورد از ادبیات زیر، مضامین و درون مایههای شعر عصر بیداری مشهود است؟ الف) با غنی گفتم که خون فعله را دیگر مریز/ گفت از من ترک این کردار کردن مشکل است ب) به که در کار وطن باشیم و فکر کار او/ پیش از آن کز دست ما بیرون رود کار وطن ج) زن که با حسن خداداد نیاموخت هنر/ لایق همسری مردم هشیار نشد د) کفر دانی چیست آزادی ز قید کفر و دین/ آوخا، زین قید آزادی که قید دیگر است هـ) خاک این خطه اگر موج زند همچو سراب/ تشنه کامی است که از جامعه خون میخواهد د) تو بارگه دادی، کی در خور بیدادی/ چون کار تو آزادی، افکار تو قانون شد
در بیت «د»، مفهوم کفر با آزادی از قید کفر و دین بیان شده و از این رو مفهوم آزادی مطلوب در عهد بیداری در اینجا مطرح نیست و منظور از آزادی، مفهومی نامطلوب است.