داستان زیر را بخوانید و بر اساس سؤال پایانی پارسا از دوستانش، گزینهٔ صحیح را انتخاب کنید. پارسا دو ماه است مشغول یک بازی کامپیوتری است. او مراحل زیادی از بازی را طی کرده است ولی برای گذر از یکی از آخرین مراحل به مشکل خورده است. او چند هفته تلاش میکند ولی موفق نمیشود. پارسا ناامید شده و از بازی کنار میکشد. در همین حالِ ناامیدی ناگهان با خود میاندیشد که چرا اینقدر به آن بازی وابسته بوده است و اینکه موفقیت یا عدم موفقیت در بازی کامپیوتری واقعاً چقدر مهم است؟ او سراغ دوستانش میرود و از آنها میپرسد: « فلسفهٔ بازی کامپیوتری چیست؟»
چنین سؤالاتی که برای همهٔ ما پیش میآید سؤالاتی هستند که به معنای دقیق، فلسفی نیستند، در عین حال نمیتوان گفت سؤالات مهمی نیستند. این سؤالات برای فهم چرایی وتبیین عقلانی پدیدهها هستند ومعمولاً زمانی برای ما پیش میآیند که نوعی حیرت درون ما به وجود آمده باشد. این نوع سؤالات فلسفی نیستند ولی بابی به روی رشتهٔ فلسفه میگشایند.