1
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش / حریف خانه و گرمابه و گلستان باشطریق خدمت و آیینبندگی کردن / خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
✓
✗
2
وداع خویش کن اوّل اگر رفیق منی / که این رهیست خطرناک و تر کتازی هستنه احتراز از آن جانب است همواره / گهی ز جانب وحشی هم احترازی هست
✓
✗
3
دوست مشمار آن که در نعمت زند / لاف یاری و برادر خواندگیدوست آن دانم که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و درماندگی
✓
✗
4
وگر نگاه امیدی بهسوی هیچ کسم نیست / چرا که تیر ندامت بدوخت چشم امیدمرفیق اگر تو رسیدی سلام ما برسانی / که من به اهل وفا و مروّتی نرسیدم
✓
✗
فقط ابیات گزینهٔ «3» است که همچون بیت صورت سوال میگوید کسی که در سختیها پشتِ انسان باشد دوستِ واقعی است در مفهوم سایر ابیات چنین مفهومی دیده نمیشود.