1
هی تقف کالعصا حتی تصید صیدها واقفًا علیها: او چون عصا ایستاد تا طعمه را که بر روی او ایستاده شکار کند.
✓
✗
2
بلادنا من أکبر الدّول المصدرة للنفّظ و أنجحها: کشور ما از بزرگترین کشورهای صادر کنندهٔ نفت و از موفقترینشان است.
✓
✗
3
إن العدوّ العاقل أقلّ خطرًا من الصدیق الجاهل: بیشک دشمن عاقل کم خطرتر از دوست نادان است.
✓
✗
4
إن ما تتحرک سریعاً یمتلی الملعب: اگر سریع حرکت نکنی زمین بازی پر میشود.
✓
✗
ایستاد («تقف» مضارع لا ماضٍ!) ـ طعمه (ضمیر اضافی «صیدها» در ترجمه لحاظ نشده) ص: چون عصا ایستاده تا طعمهٔ خود را ...