«دروننگری» در كدام ناحيه میتواند قرار بگيرد؟ چرا؟
دروننگری حاصل تأمل عقلی در يافتههای درونی انسان است. يافتههای درونی انسان، نوعی علم بیواسطۀ حضوری هستند كه نفس يا قلب يا دل مستقيماً در درون خود شهود میكند. لذا میتوان گفت اين يافتهها نيز با ابزار قلب حاصل میشوند (چون هر علم حضوری و بیواسطهای اصطلاحاً با قلب ادراک میشود). پس «يافتههای درونی» و «معرفت شهودی» هر دو شناختی بیواسطه و حضوری هستند؛ با اين تفاوت كه اولی شناخت بیواسطۀ قلب از درونيات خود است ولی دومی شناخت بیواسطۀ قلب از حقايق بيرونی است. بنابراين میتوان نتيجه گرفت كه دروننگری كه همان تحليل عقلی يافتههای درونی است، از تعامل دو ابزار شناختی عقل و قلب حاصل میشود (ناحيۀ پ). گزينۀ ۱: دروننگری از ابزار عقل نيز استفاده میكند، در حالی كه شناخت شهودی تنها از ابزار قلب بهره میبرد. گزينۀ ۳: تنها شناخت عقلی، صرفاً با تحليل و تأمل عقل است. دروننگری، حاصل تأمل عقلی در يافتههای بیواسطۀ درونی و شناخت تجربی، نتيجۀ تحليل عقلیِ يافتههای حسی است. گزينۀ ۴: در دروننگری از ابزار حس استفاده نمیشود در حالی كه ناحيۀ ث نمايندهٔ شناختهای حاصل از همكاری ابزارهای عقل و حس است.