1
زر و نعمت اکنون بده کانِ توست / که بعد از تو بیرون ز فرمانِ توست
✓
✗
2
غم خویش در زندگیخور که خویش / به مرده نپردازد از حرص خویش
✓
✗
3
کسی گوی دولت ز دنیا بَرَد / که باخود نصیبی به عقبی بَرَد
✓
✗
4
به غمخوارگی چون سرانگشت من / نخارد کساندر جهان پشت من
✓
✗