1
سرود پایان یافت. قهرمان، دستهای خود را بالا برد و به احساسات مردمی که در ورزشگاه بودند، پاسخ داد. گردن آویز طلا بر سینهاش میدرخشید. حاضران شادمانی میکردند و پیروزی او را تبریک میگفتند.
✓
✗
2
شاید دیده باشید که در مراسم بزرگ و هنگام اعلام پیروزی قهرمانان در مسابقات ورزشی، سرود ملّی کشورها نواخته میشود. همهی مردم کشور، این سرود کوتاه و شورانگیز را میشناسند، به آن احترام میگزارند و با غرور و افتخار آن را میخوانند.
✓
✗
3
آفتاب، تازه تاریکی شب را کنار زده بود که آریو برزن، سوار بر اسبی چابک و نیرومند، سپاه خود را از پشت کوه به سوی بلندترین نقطهی آن به پیش راند. اسب سردار با یال فرو ریخته و دم بر افراشته، پیش از اسبهای دیگر، سوار خود را به بالا میکشاند. هر چند گامی ک بر میداشت، نفس را به تندی بیرون میداد، سر را بالا میآورد و آشفته گی و بیتابی خود را آشکار میساخت. گویی او نیز از سرانجام ناگوار امّا پر شُکوهِ سوار خود، آگاه بود.
✓
✗
4
سپس فرمان داد تا سربازانش، سنگهای بزرگی را از بالای کوه به پایین در غلتانند. سنگها با قدرت هر چه تمامتر، به پایین کوه میغلتیدند و در میان سپاه اسکندر میافتادند؛ برخی نیز در راه به برآمدگی یا سنگی دیگر برمیخردند و خُورد میشدند و با شدّتی حیرتآور در میان مقدونیها فرود میآمدند و گروهی را پس از گروه دیگر، نقش بر زمین میکردند.
✓
✗
4) برمیخردند و خُورد میشدند (نادرست) برمیخوردند و خُرد میشدند (درست) بررسی سایر گزینهها: 1) ندارد 2) میگزارند(نادرست) میگذارند (درست) 3) آشفته گی (نادرست) آشفتگی (درست)