وقتی كسی چنين میانديشد كه «همه میتوانند آزادانه بهطريقی ارادی و فارغ از تعلقات خانوادگی يا اجتماعيشان، به جايگـاه مـورد علاقـۀ خود برسند»، آنگاه ...............
در مکتب فلسفی مارکسیسم، این اعتقاد وجود دارد که هر فرد، برحسب اینکه به کدام یک از طبقات اقتصادی جامعه تعلق داشته و در کدام دوره از تاریخ زندگی کند، دارای عقاید،فرهنگها، ارزشها و آٰرمانهای خاصی است. در این مکتب، انسان مانند یک قطعهٔ موم فرض شده است که خودش نمیتواند به خودش شکلی بدهد و در دست شرایط اقتصادی و اجتماعی زمانهٔ خود، شکل میگیرد. در مقابل این طرز تفکر، فیلسوفان دیگری هستند که معتقدند انسان با روح غیرمادی و فطرتالهی خود، صاحب ارادهای آزاد است که میتواند خود را از قید و بند پایگاه طبقاتی خود رها سازد و با ارزیابی اندیشهها، ارزشها و آرمانها در ترازوی عقل و منطق، برای خود «فرهنگ» خاصی را انتخاب کند.