1
و ما حقِّ این نعمت تندرستی که بازیافتیم، لَختی گذارده باشیم.
✓
✗
2
و به کران رود هیرمند رفت با بازان و یوزان و حشم و ندیمان و مطربان.
✓
✗
3
و بر من پوشیده است که آن غزوها بر طریق سنّت مصطفی هست یا نه.
✓
✗
4
و از بسیاری نُکت، چیزی که در او کراهیَتی نبود، میفرستاد فرودِ سرای، به دست من.
✓
✗
گزارده باشیم: ادا کرده باشیم.