معنی واژه «حریف» در همه گزینه‌ها یکسان است؛ به‌جز ............ .
1 عشق مست است و حریف بزم ما / عقل مخمور و ز ما رنجیده است
2 ساقی مست مجلس عشقم / می‌فروشم حریف و همدم جام
3 حریف هم به بزم می‌گساری / رفیق هم به کوی دوست داری
4 «هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق» / عشقی نمرد و مرد حریف نبرد او