1
ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته / زان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جانفزا
✓
✗
2
من آن موجم که آرامش ندارم / به آسانی سرسازش ندارم
✓
✗
3
چو سیلیم و جوییم، همه سوی تو پوییم / که منزلگه هر سیل، به دریاست خدایا
✓
✗
4
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگی ما عدم ماست
✓
✗