1
بزرگان نهاده بزرگی زسر (بزرگان، بزرگی خود را فراموش کردهاند.)
✓
✗
2
گفتا تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است. (گفت: تو خودت مانع هستی و گرنه چهرهٔ من آشکار است.)
✓
✗
3
چون نپرسی کاین تماثیل از کجا آمد پدید؟ (چگونه نمیپرسی که این تصویرها از کجا بهوجود آمدهاند؟)
✓
✗
4
سر بههم آورده دیدم برگهای غنچه را (سرم را پایین آوردم و به گلبرگهای غنچه نگاه کردم.)
✓
✗