1
خالی دل مرا تو ز تاب و توان مدان / شیر ژیان میان نیستان نهفته استپنداشتی که ریشۀ پیوند من گسست / در سینهام هزار خراسان نهفته
✓
✗
2
سحر گاهِ رفتن زدی بالطافت / به پیشانیام بوسۀ آخرت راو با غربتی کهنه تنها نهادی / مرا آخرین پارۀ پیکرت را
✓
✗
3
بلبل از گل بگذرد گر در چمن ببند / بتپرستی کی کند گر برهمن بیند مرادر سخن مخفی شدم مانند بو در برگگل / هرکه خواهد دیدنم گو در سخن بیند در مرا
✓
✗
4
زندگی در بردگی شرمندگی است / معنی آزاد بودن زندگی استسر که خم گردد بهپای دیگران / بر تن مردان بود بار گران
✓
✗