1
همچو شام طرّه و صبح بناگوشت مها / مهرورزان را نباشد صبحی و شام دگر (استعاره)
✓
✗
2
چه مهره باخت ندانم سپهر دشمن خوی / که دور کرد به دستان ز دوستان ما را (جناس)
✓
✗
3
تو را که بهر سفر توشهپختن است ضرور / نگشته تا که خموش آتش بقا، برخیز (اغراق)
✓
✗
4
خوشم به زندگی تلخ، همچو می، ورنه / برون چو رنگ، از این شیشه میتوانم زد (حسآمیزی)
✓
✗
در بیت اغراق وجود ندارد.تشریح گزینههای دیگر: گزینهٔ «1»: «مَه» استعاره از «معشوق» / گزینهٔ «2»: «دستان و دوستان» جناس / گزینهٔ «4»: «زندگی تلخ» حسآمیزی