1
سعدیا راستروان گوی سعادت بردند / راستی کن که به منزل نرسد کجرفتار
✓
✗
2
گر میگریزم از نظر مردمان رهی / عیبم مکن که آهوی مردم ندیدهام
✓
✗
3
گهر بیهنر زار و خوار است و سست / به فرهنگ باشد روان تندرست
✓
✗
4
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد / که بدان جور و جفا صبر و نباتم دادند
✓
✗